مشاجره 3
چطور به مشاجره پایان دهیم؟
دی ۲۷, ۱۳۹۵
روش درست مواجهه با انتقاد غیر منصفانه ی دیگران
بهمن ۳, ۱۳۹۵

چگونه با افراد پرتوقع رفتار کنیم؟

افراد پرتوقع

چگونه با افراد پرتوقع رفتار کنیم؟

به نظرتان روش درستِ برخورد با افراد پرتوقع چیست؟

چرا خیلی ها نمی توانند در رابطه با چنین افرادی واکنش درست و موثری داشته باشند؟

منظور ما از رفتار درست در این شرایط، رفتاری است که پرخاشگرانه و یا منفعلانه و از روی ضعف نبوده و در عین حال محکم و قاطعانه باشد به طوری که مانع سوء استفاده ی فرد مقابل شود.

.

.

دلیل ناتوانی در برخورد با افراد پرتوقع

دلیل اصلی چنین ضعفی این است که بسیاری از افراد وقتی در معرض رفتارهای پرتوقع دیگران قرار می گیرند از نظر احساسی شدیدا تحریک شده و این حس به آن ها دست می دهد که به ناحق مورد سوء استفاده قرار گرفته اند.

این احساس منفی باعث خودخوری شدید این افراد شده و قدرت هر گونه ابراز وجودی را از آن ها می گیرد. آن ها در این شرایط به قدری در کنترل احساسات خود مشکل دارند که در صورت بیان خواسته شان حتی ممکن است تا مرز گریه کردن هم پیش بروند.

.

چگونه با افراد پرتوقع رفتار کنیم؟

راه بیان نظر مخالفمان به شکلی منطقی و عمل نکردن بر طبق خواسته ی نامعقول فرد پرتوقع این است که خود را از نظر احساسی از گفتگویی که در جریان است دور کنیم.

در این صورت می توانیم مخالفتمان را به راحتی و بدون از دست دادن کنترل احساساتمان بیان کنیم.

حال مسئله ی اصلی این است که چطور باید این کار را انجام دهیم؟

در ادامه به ارائه ی راهکارهایی در این زمینه خواهیم پرداخت.

.

.

نشان دادن آگاهی مان از پنهان کاری فرد مقابل

در این روش با رو کردن قصد منفی فرد مقابل، رفتار آسیب زایش را خنثی می کنیم.

مورد زیر نمونه ایست از به کارگیری این روش:

حدود دو سال پیش یکی از همکارانم به نام مسعود قصد خرید ماشین داشت و بالاخره بعد از چند روز گشتن یک پراید خوب، با قیمت مناسب پیدا کرد.

موقع نهایی کردن قولنامه یک مرتبه مسئول فروش از او خواست که کمی صبر کند تا یک بار دیگر قیمت را از مدیرش بپرسد.

قضیه از این قرار بود که از آنجایی که مسعود برای پیدا کردن این ماشین که به نظرش همانی بود که می خواست خیلی گشته بود، موقع بستن قرارداد خیلی خوشحال و راضی به نظر می رسید.

مسئول فروش نمایشگاه که از رفتار مسعود متوجه ذوق و شوقش شده بود، یک مرتبه از ذهنش خطور می کند که می تواند این پراید را گران تر از آن چیزی که قرار بود بفروشد.

او با خود این طور فکر می کرد که مسعود آن قدر از این ماشین خوشش آمده که به خاطر یکی دو ملیون تومان بیشتر و کمتر قید خرید آن را نخواهد زد.

به همین خاطر مانع نهایی شدن قولنامه شده و با گفتن اینکه “اجازه دهید یک بار دیگر قیمت را از مدیرم بپرسم” می خواست این طور جلوه دهد که قیمت قبلی را حدسی به مسعود گفته و ممکن است اشتباه کرده باشد.

.

– رو کردن قصد منفی فرد مقابل با خونسردی

بعد از حدود بیست دقیقه، مسئول فروش برگشت و گفت:

“خیلی معذرت میخوام، من عرض کردم قیمت ماشین ۱۵ میلیونه ولی الآن که از رئیس پرسیدم، ایشان گفتن ۱۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومنه و من هم هر چقدر اصرار کردم حاضر نشدند معامله با قیمت پایین تری انجام بشه”

مسعود که فهمیده بود قضیه از چه قرار است کیف خود را برداشت و بلند شد و در حالیکه مشخص بود آماده است تا در صورت ادامه ی رفتار غیر صادقانه ی مسئول فروش نمایشگاه را ترک کند گفت:

“من می تونم برای این ماشین همان ۱۵ ملیونی رو که توافق کردیم بپردازم در غیر این صورت به جای دیگری خواهم رفت.”

فروشنده که کنف شده بود و گویی تیرش به سنگ خورده بود نهایتا با همان قیمت قبلی معامله را نهایی کرد.

مسعود در صورت عدم خونسردی و عدم کنترل احساساتش، عصبانی شده و از کوره در می رفت و نهایتا هم به خواسته اش نمی رسید. ولی با حفظ خونسردی و بیان خواسته اش به صورتی کاملا منطقی و قاطعانه توانست به آن چیزی که می خواست برسد.

.

پرتوقع

.

 

.

تعیین تکلیف با توقعات بیجا

خانمی تعریف می کرد که چیزی نمانده شغلش را رها کند.

او می گفت من در شرکتی کار می کنم که دو برادر آن را اداره می کنند و از آنجایی که اغلب به طور هم زمان درخواست های کاملا متفاوتی از من دارند که نمی رسم انجامشان دهم، همواره از سوی آنها متهم به کم کاری و انجام ندادن وظایفم می شوم.

این مسئله به شدت باعث ناراحتی و سرخوردگی او شده و به همین خاطر تصمیم گرفته بود استعفا دهد.

طبق تعریف او قضیه از این قرار بود که به عنوان مثال آقای بختیاری یک دسته قبض و صورت حساب می آورَد تا آن ها را آماده کنم و یک ربع بعد برادرش می آید و از من می خواهد دنبال یک پرونده ی حقوقی بگردم.

هنوز یک ساعت نشده آقای بختیاری آمده و عصبانی می شود که چرا قبض ها پست نشده و هم زمان برادرش غرولند می کند که چرا پرونده ی مورد نظرش را پیدا نکرده ام.

تحمل این وضعیت دیگر برایم غیرممکن است و راهی جز استعفا دادن برایم نمانده.

.

– راه حل درست

کاری که آن خانم در چنین شرایطی باید انجام دهد این است که ابتدا از نظر ذهنی خود را از قضیه کنار کشیده و با کمی بی تفاوتی و بی خیالی به اتفاقات در حال جریان نگاه کرده تا بتواند از نظر احساسی کنترل لازم را بر مسئله پیدا کند.

بعد از این مرحله و منطقی دیدن اتفاقات در حال جریان مشکل را به شکلی منطقی بیان کند.

او نباید دچار خودخوری شده و در سکوت رنج بکشد و یا به صورت احساسی تصمیمی بگیرد (مثلا استعفا بدهد) که خودش را دچار مشکل کند.

تنها کاری که او باید می کرد این بود که خیلی مودبانه به یکی از آن دو برادر که کار دیگری را بدون تمام شدن کار قبلی به او می سپرد بگوید:

برادر شما از من خواسته فلان کار را انجام دهم.

اگر با ایشان توافق کنید که کدام یک از این دو کار در اولویت قرار دارد من با رضایت کامل آن را انجام خواهم داد.

.

.

رفتار درست با افراد پررو

متاسفانه خیلی از افراد به هنگام مواجه با افراد پررو خونشان به جوش آمده و با خود این طور فکر می کنند که آخر چرا این افراد باید با پررویی تمام کاری را که همه می دانند اشتباه است انجام دهند؟

این حد از عصبانیت مانع مواجهه منطقی آن ها با این افراد پرتوقع و رسیدن به نتیجه می شود.

در چنین شرایطی بهترین روش این است که اصول اخلاقی مشخصی را که چنین افرادی به صورت آگاهانه زیر پا می گذارند صریحا و با حفظ خونسردی به آن ها بگوییم.

.

پرتوقع 1

.

فکر می کنم این مورد هم با ذکر مثالی خیلی واضح تر شود:

در یکی از سمینارها آرایشگری را دیدم که در مورد توقع بیجای برخی از دوستانش با من صحبت کرد.

او می گفت:

“دوستانم انتظار دارند که هر موقع به مغازه ام می آیند به کارشان رسیدگی کنم.

در حالیکه ساعت های کاری من همیشه از روز قبل رزرو می شود و اگر بخواهم حتی سر یک نفر از دوستانم را که به طور سرزده آمده خارج از نوبت اصلاح کنم،‌ تمام نوبت های بعدی به صورت دومینو وار عقب می افتد و باید به خاطر ناراحت نشدن یک از دوستانم نارضایتی چند مشتری را تحمل کنم.”

.

.

– بیان رفتار درست با خونسردی

بهترین کاری که در چنین شرایطی می توان انجام داد گفتن خونسردانه ی رفتار درستی است که فرد پرتوقع به طور آگاهانه خلاف آن عمل می کند.

مثلا در مورد این آرایشگر کافی است او به دوستش با لحنی پرسشگرانه بگوید:

“یعنی تو انتظار داری من نوبت کسی رو که از دیروز وقت گرفته به تو بدم؟”

شاید گفتن این جمله خیلی ساده به نظر برسد ولی کاملا موثر واقع شده و باعث عقب نشینی فرد مقابل خواهد شد.

البته این را هم باید گفت که هر رفتار قاطعانه ای بهای خاص خود را هم دارد.

مثلا ممکن است در اثر چنین رفتاری ارتباطمان با فردی به هم بخورد.

اما مسئله این است که دلیلی برای ادامه ی ارتباط با فردی پرتوقع که در مقابل درخواست منطقی ما ناراحت شده و رابطه را قطع می کند وجود ندارد.

یا مثلا یک مامور پلیس می گفت:

“موقع برخورد قانونی با افراد مختلف به دفعات با پیشنهاد رشوه مواجه می شوم.”

روش درست و کارساز در برخورد با این افراد پرتوقع این است که با حالتی سوالی بگوید:

“یعنی شما می خواهید به یک مامور پلیس رشوه بدهید؟”

با این برخورد فردی که می خواهد کار خلاف قانون انجام دهد حساب کار دستش آمده و عقب نشینی خواهد کرد.

.

برخورد قاطعانه با کسی که بی دلیل ما را مورد هجوم قرار می دهد

ممکن است برخی مواقع بی دلیل در معرض رفتار زننده ی دیگران قرار بگیریم.

به عنوان مثال اگر حامل خبر بدی باشیم، ممکن است وقتی که آن خبر را به فرد مورد نظر می رسانیم، او از شنیدن آن به شدت ناراحت شده و عقده ی دلش را سر ما خالی کند.

در حالیکه ما فقط حامل پیام بوده و هیچ دخالتی در قضیه ی پیش آمده نداشته ایم.

در این حالت باید چه کار کنیم؟

احتمالا این روش موثر واقع خواهد شد:

شانه های مان را بالا می اندازیم، کف دستهایمان را به طرف فرد مقابل گرفته و کمی بالا می آوریم، مانند حالت تسلیم ولی نه به آن اندازه بالا و می گوییم:

“حالا چرا ناراحتی ات را سر من خالی می کنی؟ به من چه؟”

چنین افرادی قصد آسیب زدن و یا برخورد بد را با ما ندارند.

فقط در آن لحظه به خاطر هیجان زیاد و از دست دادن کنترل احساساتشان ما را متهم می کنند.

بنابراین همین واکنش ما آن ها را به خود آورده و باعث می شود تا رفتار اشتباهشان ادامه پیدا نکند، و یا حتی به خاطر چنین رفتاری از ما معذرت خواهی کنند.

حالت شانه ها و دست ها که به آن اشاره کردیم، پیامی را از طریق زبان بدن به فرد مقابل منتقل می کند که باعث هشیار شدن و پی بردنش به بی تقصیر بودن ما می شود.

.

تمرینی برای برخورد با رفتارهای آزاردهنده ی دیگران

در این مثال فرض می کنیم که تازه در یک شرکت مشغول کار شده ایم و همکاران ما که همگی چند سالی است در آنجا کار می کنند قصد امتحان ما را دارند تا حساب کار دستمان بیاید.

به این منظور بعضی از آن ها ما را دست می اندازند و یا عده ی دیگری کارهای سختی به ما می سپارند تا ببینند که چند مرد حلاجیم.

در این حالت رفتارهای درست و غلط را مورد بررسی قرار می دهیم:

.

 پرتوقع 3.

شما هم می توانید با الگوگیری از این موقعیت و مثال ها و راه حل های قبلی در برخورد با رفتارهای آزاردهنده ی دیگران واکنش های سازنده تری ارائه دهید.

.

در این مقاله به بررسی چگونگی مواجهه و رفتار درست با افراد پرتوقع پرداختیم.

.


دانلود PDF این مقاله


پیشنهاد شگفت انگیز 

اگر تا به حال در دوره رایگان “چگونه ارتباطات موثرتری را تجربه کنیم؟” شرکت نکرده اید، پیشنهاد می کنیم همین الآن در این دوره کاملا رایگان و کاربردی شرکت کنید و با استفاده از فایل‌های صوتی و یک کتاب الکترونیکی که به شما ایمیل می شوند مهارتهای ارتباطی خود را ارتقاء دهید.

آیا می خواهید این فرصت را از دست بدهید؟

محسن محمدی
محسن محمدی
محسن محمدی هستم، مدرس مهارتهای ارتباطی و هدفم از راه اندازی این سایت ارائه ی مطالب کاربردی و مفید در حوزه ی روابط بین فردی است.

15 دیدگاه ها

  1. mor گفت:

    با سلام
    من در شرکتی بصورت پیمانی کار می کنم واطلاعات حوزه کاریم از بقیه بیشتر است.متاسفانه همکاری در اتاق دارم که خود رو بعنوان رییس بخش در نظر گرفته (بدون عنوان شدن توسط کسی) و دستوراتی را از جانب خود عنوان می کند (رییس مستقیم اتاق ما، انسان فوق العاده کم کار و بی مسئولیت و کسی او را قبول ندارد حتی مدیر عامل) از طرفی همکار من کارهایی را که من انجام میدهم به اسم خودش تمام می کند و نظرات و مشاوره های کاری را بلافاصله با مدیر عامل مطرح کرده و در چشم مدیر عامل فقط این فرد، فرد لایقی است. حالا بنظر شما چگونه با همکارم رفتار کنم بهتر است. اگر به یکباره بگویم موضوع علمی را که مورد بحث است بلد نیستم که فکر نکنم کار درستی است و اگر بگویم تو رییسی مگر که فلان درخواست انجام کار را از من داری باز فکر نکنم کار بجایی ببرم. بنظر شما چگونه کار کنم با ایشان؟

    • محسن محمدی گفت:

      سلام خدمت شما جناب آزادی عزیز
      به نظرم بهترین نوع برخورد، رفتار قاطعانه است.
      اینکه بگویید که فلان موضوع را بلد نیستم (در حالی که بلدید)، یک رفتار منفعلانه است
      از طرفی گفتن عباراتی شبیه اینکه “مگر تو رییسی که این طور رفتار می‌کنی” رفتار پرخاشگرانه محسوب می شود.
      هر دو نوع این رفتارها مخرب بوده و احتمالا نتیجه‌ی مطلوبی به دنبال نخواهد داشت.
      بنابراین بهترین شیوه، ارائه‌ی رفتاری قاطعانه است.
      یعنی ابتدا از او بخواهید که چند دقیقه‌ای وقتش را در اختیارتان بگذارد (مثلا بگویید “می‌تونم چند دقیقه وقتتونو بگیرم؟” یا عبارتی شبیه این (با توجه به نوع رابطه‌ای که دارید). شاید ارتباطتان به گونه‌ای باشد که اصلا نیاز به چنین اجازه و مقدمه‌ای نباشد.) و سپس موضوع را به صورتی جدی اما مودبانه با او مطرح کنید.
      برای او توضیح دهید که بعضی رفتارهایش باعث می‌شود شما احساس کنید که او خودش را رئیس می‌داند و نگاه بالا به پایین دارد، در حالی که از نظر سازمانی هم‌رده‌اید. به او بگویید که این رفتارش باعث ناراحتی‌تان می‌شود.
      سپس اگر شرایط و جو مکالمه‌ی بینتان اجازه می‌داد به سایر رفتارهای ناخوشایندش (مثل تمام کردن کارها به نفع خود و لایق‌تر نشان دادن خودش پیش مدیر عامل) هم اشاره کنید. اگر امکان اینکه این مورد را بلافاصله بعد از موضوع اول مطرح کنید وجود نداشت، در وقت دیگری مثلا چند روز بعد و زمانی که شرایطش پیش آمد آن را بگویید.
      امیدوارم توضیحاتم مفید بوده باشد
      اگر ابهام و سوال دیگری در این مورد دارید مطرح بفرمایید
      شاد و پیروز باشید

  2. زهرا گفت:

    با عرض سلام و تشکر از راهنمایی های ارزنده جنابعالی
    در رابطه با همسر پرتوقع و بسیار قدر نشناس چه باید کرد؟ من در طول زندگی زناشویی به دفعات فراوان از ایشان و خانواده شان رفتارهای این چنینی دیدم . البته خیلی باسیاست برخورد می کنند. متاسفانه من خیلی ساده و بی سیاست و یک رو و یک رنگ بودم و همه اش در فکر این بودم که باید رفتار مهربانانه داشته باشم مشکلی که این وضع را بدتر می کرد این بود که مشکلاتی در خانواده وجود داشت که نیاز به همراهی و محبت به خانواده شان را ضروری تر می کرد. با همه گذشتهایی که من در زندگی کردم همسرم تحمل کوچکترین ضعف را چه از جانب من و چه از جانب خانواده ام ندارد و سریعا واکنش نشان می دهد. به طوری که بارها تصمیم به جدایی گرفتم ولی هم به خاطر دخترم و هم اینکه واقعا به این نتیجه رسیدم که اگر رفتار من عوض شود خیلی از مسائل حل خواهد شد و در ضمن در صورت جدایی وضعم در این جامعه به مراتب بدتر خواهد بود، تصمیم گرفتم که روی خودم کار کنم. لطفا مرا راهنمایی کنید.

    • محسن محمدی گفت:

      سلام و درود خدمت شما خانم حسن زاده‌ی محترم
      به نظرم راه حل اصلی و مناسب، نکته‌ایست که خود شما در انتهای نظرتان به آن اشاره فرمودید، اینکه اگر عوض شوید قطعا رفتار دیگران هم با شما تغییر خواهد کرد و بهترین روش آن هم همان طور که گفتید کار کردن روی خودتان است.
      رفتار دیگران با ما دقیقا متناسب با شخصیت و انتظار خودمان است.
      در مورد رفتارهای همسرتان و خانواده‌ی‌شان با شما که به آن‌ها اشاره کردید، یعنی توقعات زیاد و رفتارهای قدر نشناسانه، با دورویی و سیاست رفتار کردن، کم تحمل بودن در مقابل کوچک‌ترین کوتاهی از جانب شما و … مسئله‌ی اصلی به طور کاملا واضح و مشخص، کمبود عزت نفس شماست. درواقع به نظرم شما خودتان را به اندازه‌ی کافی دوست ندارید و ارزشمند نمی‌دانید.
      کسی که خود را دوست دارد با دیگران به نحوی برخورد می‌کند که احساس خوبی به خودش دست دهد و هیچ انسان سالمی در صورت بدرفتاری با دیگران به احساس خوب نمی‌رسد، بنابراین اگر ملاک شما در برخورد با دیگران احساس خوب خودتان باشد، خود به خود رفتارهای خوبی هم ارائه خواهید داد. حال اینکه نظر دیگران در مورد رفتارهای شما چیست و اینکه آیا از این رفتارها راضی هستند یا نه مشکل شما نیست بلکه مشکل خودشان است.
      تنها کاری که به عنوان یک انسان از ما ساخته است این است که در حد خودمان خوب رفتار کنیم، به طوری که باعث احساس بد خودمان نیز نشده و احساس نکنیم که مورد سوء استفاده قرار گرفته‌ایم. در این صورت اگر دیگران از ما ناراحت نشده و رضایت کافی نداشته باشند، جلب رضایتشان خارج از توان و عهده‌ی ماست.
      هر کسی خودش مسئول احساس خوبش است، اینکه همسر شما و خانواده‌اش انتظار دارند شما به نحوی برخورد کنید که احساس آن ها خوب شود مشکل خودشان است نه شما.
      اگر شما دائما نگران احساس دیگران نسبت به رفتارهایتان باشید اساسا زندگی غیرممکن خواهد شد.
      در مورد جدا شدن از همسرتان یا جدا نشدن هم نمی‌توان اظهار نظر قطعی کرد.
      بسته به شرایط ممکن است جدایی بهترین یا بدترین راه حل ممکن باشد، اما یک راه حل قطعی که می‌توانم بر اساس قانون جذب خدمت شما ارائه کنم به این صورت است:
      شما همان طور که گفتید روی خودتان کار کنید و ایمان داشته باشید که با عوض شدنتان رفتار دیگران هم با شما تغییر خواهد کرد.
      منظور از کار کردن روی خود این است که سعی کنید با مطالعه‌، استفاده از دوره‌های آموزشی مناسب، تمرکز بر نکات مثبت، شکرگزاری و یا هر روش دیگری که خودتان موثر می‌دانید به بهترین احساس ممکن در مورد خود و زندگی‌تان برسید. در این صورت جهان (خدا) شما را به بهترین مسیر ممکن هدایت خواهد کرد.
      در این صورت و با عوض شدن شما رفتار دیگران هم با شما تغییر خواهد کرد. حتی فردی که ممکن است به همه توهین کند یا از همه انتظارات بیجا داشته باشد در برخورد با شما نمی‌تواند رفتارهای بد خود را ارائه دهد. در این حالت مسلما رفتار همسرتان و خانواده‌اش هم با شما تغییر خواهد کرد.
      کار کردن روی خود و رسیدن به احساس خوب شاه کلید حل تمام مشکلات است. برای حل مشکلات ارتباطی هیچ روشی قدرتمندتر از ایجاد تغییرات درونی در خودمان نیست.
      یکی از تمرینات بسیار موثر برای رسیدن به بهترین حالت در ارتباط با دیگران تمرکز بر ویژگی‌های مثبت آن‌ها تا رسیدن به احساس خوب است.
      یعنی سعی کنید علی‌رغم خصوصیات بدی که ممکن است همسرتان و خانواده‌شان داشته باشند، بر روی ویژگی‌های مثبتشان تمرکز کنید تا احساستان نسبت به آن‌ها خوب شود. این تمرین علی‌رغم اینکه ممکن است کمی سخت باشد ولی معجزه می‌کند. البته حداقل چند هفته تمرین را انجام داده و صبر کنید.
      نکته‌ی کلیدی در مورد این تمرین رسیدن به احساس خوب است. یعنی اگر به ویژگی‌های مثبتشان فکر می‌کنید ولی احساستان خوب نمی‌شود، به نتیجه‌ی مطلوب نخواهید رسید. بنابراین سعی کنید تا حد ممکن احساستان را نسبت به آن‌ها خوب و مثبت کنید.
      امیداوارم توانسته باشم پاسخ مناسبی به سوال شما بدهم
      در صورتی که ابهام و سوال دیگری داشتید در خدمتتان هستم
      شاد و پیروز باشید

  3. شالیزه گفت:

    من دوستی دارم بسیار پرتوقع هست و تا کاری طبق خواسته اش انجام نشه یا از چیزی ناراحت بشه مثلا بفهمه با دوستای دیگه ام سینما رفتم با او نمی رم شروع به بد و بیراه می کنه میگه برو با همون دوستات دوست باش و با من کاری دیگه نداشته باش بعدا وقتی حرف می زنیم می فهمم از یه چیزی ناراحت بوده این طوری حرف زده و وقتی بهش می گم از لحن حرف زدنش ناراحت شدم می گه تو حساسی به نظرتون چه جوری با این‌دوستم برخورد کنم؟

    • محسن محمدی گفت:

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      یکی از راهکارهای موثر این است که نکات مثبت و منفی رابطه با این دوستتان را روی کاغذی بنویسید و اگر نکات منفی اش بیشتر از نکات مثبت بود آن را قطع کنید.
      لزومی ندارد که ما به خاطر ترس از تنها شدن و یا به این خاطر که کسی از ما ناراحت نشود، هر فرد، رابطه و یا هر رفتار بدی را به هر قیمتی تحمل کنیم.
      تنهایی قطعا بهتر از ارتباط با افراد نامناسب است.
      از خود چنین سوالاتی بپرسید:
      به چه دلیل می خواهم این رابطه را ادامه دهم؟
      از این رابطه چه سودی می‌برم؟
      احساساتی که در اثر این رابطه تجربه می‌کنم بیشتر مثبتند یا منفی؟
      و سوالات دیگری از این دست.
      اگر نهایتا تصمیم به حفظ این رابطه گرفتید باید در نظر داشته باشید که هر تصمیم و رابطه‌ای بهای خاص خود را دارد. درواقع ما نمی‌توانیم دیگران را تغییر دهیم، بنابراین یا باید آن‌ها را به هر صورتی که هستند بپذیریم و یا ارتباط با آنها را قطع کنیم.
      امیدوارم توانسته باشم پاسخ قانع کننده‌ای به سوالتان بدهم. در غیر این صورت اگر هر سوال و ابهام دیگری در این مورد دارید مطرح بفرمایید تا بتوانیم به نتیجه و راهکار بهتری برسیم.
      سربلند و پیروز باشید.

  4. ن.محمدی گفت:

    سلام خیلی ممنون از مطالب مفیدتون.راستش من زن داداش همسرم به اصطلاح (جاری) دارم که بسیار پرتوقع هستن توقع دارن براشون کار کنم و مرتب بهشون زنگ بزنم و هر جا رفتم به اونها هم بگن که بیان در صورتی که خودشون اصلا اینطوری نیستن و قتی این کارو نکنم قطع رابطه میکنن و جواب تلفن نمیدن .ما کلا دو تا جاری هستیم و خانواده همسرم بسیار کم جمعیت هستن و من دور از خانواده زندگی میکنم .خیلی موقع ها از دستش ناراحت میشوم اما زود فراموش می کنم.اما الان یک ماهه که جواب منو نمیدین به خاطر اینکه سالن زیبایی زدن و من نرفتم پیششون که تبریک بگم و… .نمیدونم چیکار کنم برم خونشون باهاش صحبت کنم و یا کلا مثل خودش رفتار کنم و بی خیال رابطه بشم

    • محسن محمدی گفت:

      سلام و درود خدمت شما خانم محمدی گرامی
      به نظر بنده بهترین راهنمای ما در هر حوزه ای از جمله روابط احساس درونی ماست.
      درواقع احساس ما مثل یه قطب نما عمل می‌کنه که با رجوع بهش می‌تونیم کار درستو دقیقا تشخیص بدیم.
      یعنی شما باید در رابطه با جاری‌تون کاریو انجام بدید که باعث میشه احساس خوبی نسبت به خودتون داشته باشید.
      حال از خودتون سوال کنید که:
      – اگر برید خونه‌شون و باهاش صحبت کنید (که اصلا توصیه نمی‌کنم) در طولانی مدت احساس خوبی نسبت به خودتون خواهید داشت؟
      – و یا اگر مثل خودش رفتار کنید (که این هم توصیه نمیشه) با توجه به اینکه شخصیت شما متفاوته و نباید اجازه بدید که دیگران با رفتارهاشون شما رو تغییر بدن، احساس خوبی نسبت به خودتون خواهید داشت؟
      در مورد قطع رابطه هم اگر طرف مقابل نسبتی با شما نداشت، شاید می‌تونست یکی از بهترین راه‌حل‌ها باشه، اما با توجه به نسبتی که با جاری‌تون دارید ممکنه عواقب چنین تصمیمی چندان خوشایند نباشه.
      بنابراین توصیه بنده اینه که به احساستون رجوع کنید و بررسی کنید که چه کاری باعث میشه احساستون خوب بشه.
      اما فکر می‌کنم ذکر چند نکته هم لازمه:
      با توجه به گفته‌های شما، جاری‌تون یک فرد سلطه جو و کنترل گره که می‌خواد همه طبق نظر خودش رفتار کنن (اگر این طور نیست و او فقط از شما انتظارات و توقعات بیجا داره، بنابراین مشکل از شماست نه او)، اما شما نباید تحت تاثیر چنین افرادی قرار بگیرید.
      با توجه به اینکه شما چندین بار تماس گرفتید و او جواب تلفنو نداده، بنابراین شما وظیفه‌ی خودتونو در رابطه با او انجام دادید.
      حال نوبت اونه که اگر رابطه با شما براش اهمیت داره برای ارتباط با شما کاری بکنه، حتی اگر بخواهیم سختگیرانه نگاه کنیم، او باید از شما به خاطر اینکه یک ماهه جوابتونو نمیده معذرت‌خواهی هم بکنه، اما با توجه به اینکه هدف برقراری رابطه‌اس در این حد سختگیری نمی‌کنیم.
      با توجه به اینکه شما کاری که باید می‌کردیدو انجام دادید، یعنی چندین بار تماس گرفتید و او جواب نداده، بنابراین لازم نیست هیچ کار دیگه‌ای بکنید.
      نه برید خونه‌اش و نه قطع رابطه کنید و نه مثل خودش رفتار کنید. فقط صبر کنید تا او خودش برای ارتباط با شما پیش‌قدم بشه، چراکه شما به اندازه ی کافی برای برقراری ارتباط تلاش خودتونو کردید.
      امیدوارم راهنماییم مفید بوده باشه
      اگر باز هم ابهام و سوالی در این مورد داشتید در خدمتم
      به درود و موفق باشید

  5. نگار گفت:

    سلام . خیلی عالی بود جناب آقای محسن محمدی . میشه یک خواهش بکنم . این فرمولهایی که شما فرمودید همشون در مورد طرز برخورد با آدمهای غریبه است که اگه حتی روابطمونو باهاشون قطع کنیم در نهایت چندان اتفاق فاحشی در زندگی هامون نمی افته . میشه تقاضا کنم در مورد راههای برخورد با فامیل و اقوام همسر هم که پرتوقع هم هستند و همیشه جوابگویی به مطالبات تمام نشدنی اونها امکان ناپذیره و آرامش راازمون میگیره هم توضیح بدهید . بی نهایت سپاسگزار خواهم بود.

    • محسن محمدی گفت:

      سلام و درود خدمت شما
      پاسخ درست و مناسب به سوال شما نیازمند داشتن اطلاعات بیشتری است. باید به جزئیات بیشتری در مورد نوع رابطه، توقعات بیجای فرد مقابل، مسائلی که در گذشته و تا به اینجا در ارتباط بینتان وجود داشته و … اشاره کنید.
      اما در همین حدی که بیان کردید باید عرض کنم که در مقابل یک فرد پرتوقع همواره یک فردی هم وجود داره که به این توقعات پاسخ مثبت میده.
      درواقع هیچ فرد پرتوقعی از تمام افراد توقعات بیجا نداره. من فکر می کنم افراد پرتوقعی که شما بهشون اشاره دارید در برخورد با همه ی افراد پرتوقع نیستند. بنابراین پرتوقع بودن نسبی است و هیچ فردی در ارتباط با همه پرتوقع نیست.
      کسانی که این افراد (که شما آن ها را پرتوقع می دانید) در رابطه با آن ها پرتوقع نیستند، احتمالا کسانی هستند که به توقعات و خواسته های بیجای این افراد توجه نکرده و آن ها را برآورده نمی کنند.
      درواقع اون ها کسانی هستند که این افراد پرتوقع چون امیدی به برآورده شدن خواسته شون در رابطه با اونها ندارن، اصلا از اونها درخواستی نمی کنن و در رابطه با اونها توقعات بیجایی ندارن.
      بنابراین راه درست اینه که شما به توقعات و خواسته های افرادی که بهشون اشاره کردید توجه نکرده و برآورده شون نکنید.
      البته باید این کارو توام با خونسردی و حفظ ادب و احترام انجام بدید، نه با توهین و ترشرویی.
      البته ممکنه در ابتدا کمی سخت باشه ولی در بلند مدت آن ها متوجه خواهند شد که شما فردی نیستید که بتوان از او سوء استفاده کرده و هر چیزی را از او خواست.
      احتمالا مهمترین چالش شما در این زمینه کنترل احساسات منفی درون خودتان است. اینکه دچار خودخوری نشوید و به اصطلاح حرصتون در نیاد.
      و یا احساس ضعف نکنید و بتوانید در برابر توقعات بیجای آن افراد مقاومت کنید و کم نیاورید.
      امیدوارم توضیحاتم کافی بوده باشه
      در غیر این صورت جزئیات بیشتری را مطرح بفرمایید تا بتوانم پاسخ دقیق تری به سوال شما بدهم
      موفق و پیروز باشید

  6. محمود گفت:

    عالی بود ، من تو دانشگاه با تمام مدل افراد پر رو و پر توقع و کسایی که فکر میکنن همیشه حق با اوناست سر و کار دارم و همیشه باهاشون دعوام میشه حتی کار به دعوای فیزیکی هم کشیده ، امید وارم این روش ها جواب بده

    • محسن محمدی گفت:

      سلام و درود خدمت شما
      خوشحالم که مورد توجهتون قرار گرفت
      من هم امیدوارم بتوانید با استفاده از این روش ها شرایط و روابط بهتری را تجربه کنید
      شاد و پیروز باشید

    • نگار گفت:

      سلام . خیلی جامع و کامل بود .بی نهایت متشکرم . امیدوارم بتونم از این استراتژیها , بهترین ومطلوبترین استفاده ها را ببرم و بتوانم به خودم و دیگران دررسیدن به « آرامش» که گنج پربهای الهی است , کمک کنم. درود فراوان

  7. عارف گفت:

    کوتاه و مفید بود.
    عالیه….خیلی ممنون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5695 بازدید
شرکت در دوره رایگان ارتباط موثر
شرکت در دوره رایگان ارتباط موثر