روش درست مواجهه با انتقاد غیر منصفانه ی دیگران
بهمن ۳, ۱۳۹۵
مهربانی
مهربانی و گذشت، هوشمندانه ترین شیوه ی برقراری ارتباط
بهمن ۱۱, ۱۳۹۵

ابزاری طلایی برای نه گفتن

نه گفتن

چطور می توانیم بدون کمرنگ شدن دوستی ها و روابطمان نه بگوییم؟. شاید با پاسخ به این سوال ناتوانی خیلی از افراد در نه گفتن تا حد زیادی از بین برود.

اگر همیشه و برای هر موردی جواب مثبت بدهیم ارتباطمان با دیگران ارتباط سالم و سازنده ای نخواهد بود. همچنین اگر فقط احساسات و خواسته ی خودمان را در نظر بگیریم باز هم روابط نا سالمی را تجربه خواهیم کرد.

بنابراین باید بدانیم چه موقع خودمان را مقدم بر دیگران دانسته و چه موقع طرف مقابل را در اولویت قرار دهیم.

در جواب سوال ابتدای متن می توان گفت:

یکی از مسائل مهم و اساسی برای ایجاد روابطی موفقیت آمیز و حفظ آن این است که همه چیز در حالت توازن باشد. اما چطور می توان این توازن را ایجاد کرد؟

این سوالی است که در این نوشته به آن پاسخ خواهیم داد.

.

ترازوی ذهنی سنجش ارزش ها، ابزاری کارآمد برای نه گفتن

یک کار ساده که می تواند موثر باشد تجسم یک ترازوی فرضی در ذهنمان است.

.

نه گفتن 1

.

این ترازو کمک می کند تا بررسی کنیم که چه موقع بهتر است با درخواست دیگران موافقت کنیم و چه موقع باید درخواستشان را رد کنیم.

بنابراین هر موقع با درخواست فردی مواجه شدید این ترازو را مجسم کرده، منافع موافقت با آن را در یک کفه و مضراتش را در کفه ی دیگر قرار دهید و بررسی کنید که کدام کفه سنگین تر است. یک بار هم این کار را با پاسخ منفی انجام دهید.

نهایتا می توانید با بررسی منافع و مضرات هر یک از حالات و مقایسه ی آن ها با هم تصمیم مناسبی بگیرید. درواقع با این روش یک معیار عینی ذهنی خواهیم داشت برای ارزیابی اینکه نه گفتن به یک درخواست بهتر است یا پاسخ مثبت دادن به آن.

اگر کفه به نفع ما سنگین شد، شاید بهتر باشد آنچه را فرد مقابل می خواهد انجام دهیم اما در غیر این صورت نه گفتن نه تنها خودخواهانه نیست بلکه خیلی هم عاقلانه است.

.

خودخواهی یا از خود گذشتگی

شاید مهمترین چالشی که افراد مختلف با نه گفتن دارند که باعث ناتوانی شان در این زمینه می شود این دغدغه ی ذهنی است که آیا نه گفتن رفتاری خودخواهانه و بی رحمانه نیست؟

شاید یکی از بهترین جواب ها به این سوال جمله ی زیر باشد:

.

نه گفتن 3

 .

فرض کنیم کسی درخواستی عاجزانه از ما دارد و ما این احساس را داریم که تحت فشار شدیدی هستیم. کاری که باید بکنیم این است که چند لحظه تامل کرده و دو کفه ی ترازوی ذهنی مان را پر کنیم. شکل کامل شده ی این ترازو در ذهنمان معیار خوبی است برای اینکه چه کار کنیم.

اگر واضح است که با دادن جواب مثبت، از خودمان به نفع طرف مقابل چشم پوشی می کنیم به جاست که جواب منفی بدهیم. اما اگر می بینیم که دادن جواب مثبت در مجموع کاری درست و عاقلانه است جواب مثبت می دهیم.

 .

نه گفتن در عمل

شاید بعضی از افراد مطالب بالا را در عمل چندان موثر ندانند.

فردی تعریف می کرد که در محل کارش سرش به شدت شلوغ است و با مسائل مختلفی روبروست و به خاطر پیچیدگی شرایطی که دارد نمی تواند به راحتی جواب رد بدهد.

او می گفت: “با توجه به مسئولیتی که دارم سرم بسیار شلوغ است و تا می آید کمی سرم خلوت شود و به خودم کمی استراحت دهم یک نفر التماس می کند که پروژه ای دیگر را در دست بگیرم.”

طبق گفته ی او با توجه به جوانب مختلف آن پروژه ها، قبول نکردنشان چندان ساده نیست. چراکه انجام آن پروژه ها از نظر کاری هم به نفع خود او و هم به نفع شرکتش بوده و باعث رشد و توسعه ی حوزه ی کاری شان می شود. از طرفی دادن جواب مثبت هم شرایط واقعا پیچیده و سختی را برایش ایجاد می کند.

مسئله ی دیگر اینکه پروژه های پیشنهادی اموری شخصی نیستند که به راحتی بتوان آن ها را رد کرد بلکه از طرف یک شرکت و در قالب مراودات کاری دو شرکت تایید می شوند.

مسئله ی دیگری که وجود دارد اینکه این پروژه ها معمولا مستقل نبوده و عدم انجامشان ممکن است باعث از دست دادن پروژه های دیگری بشود.

 .

نه گفتن 2

 .

– روشن سازی ارزش ها

مسئله ای که در مورد بالا کاملا مشهود است اینکه آن فرد تصویر روشنی از منافع و مضرات قبول و انجام آن پروژه ها نداشت.

آنچه مسلم است اینکه اگر ذهنیت او راجع به ابعاد این کارها کاملا روشن بود می توانست به راحتی تشخیص بدهد که دادن جواب مثبت چقدر به نفعش است و چقدر به ضررش.

بنابراین کاری که برای این فرد انجام شد روشن سازی وزنه های دو کفه ی ترازوی ذهنی اش بود. او با توجه به اینکه در بخش های مختلفی فعالیت داشت ذهنش خیلی شلوغ و پراکنده بود و تصویر دقیقی از وضعیت فعلی اش نداشت.

برای روشن سازی ارزش ها چنین سوالاتی از او پرسیده شد:

  • وضعیت سلامتی ات چطور است؟

  • رابطه ات با دوستان و خانواده به چه شکل است؟

  • آیا برنامه های تفریحی مشخصی برای خودت داری؟

  • آیا زمانت را آن طور که دلت می خواهد می گذرانی؟

  • آیا اختیار زندگی از دستت خارج شده است؟

  • …..

در نهایت یک فهرست طولانی از تعهدات کاری اش در یک کفه ی ترازو و فهرستی از فعالیت های شخصی اش در کفه ی دیگر قرار گرفت تا بتوان به نحو مطلوبی این مسئله را حل کرد.

.

نه گفتن 4

.

با این کار و آوردن لیست ارزش ها بر روی کاغذ مسئله تا حد زیادی حل شد.

قبل از نوشتن این لیست وقتی درخواستی از وی می شد، او تحت یک فشار لحظه ای و بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشد جواب مثبت می داد و هیچ موقع به ارزیابی منافع و ضررها نمی پرداخت.

درواقع او بعد از دادن جواب مثبت و قرار گرفتن در بطن ماجرا بود که متوجه می شد تصمیم اشتباهی گرفته است. اما با لیست کردن ارزش ها ذهنش نسبت به شرایط موجود روشن شده و می توانست در چنین موقعیت هایی تمامی ابعاد و جوانب را سنجیده و بر اساس آن عمل کند.

این کار به او این امکان را می داد که در صورت بروز شرایطی مشابه در آینده، لحظه ای عمل نکرده و از قبل در مورد شرایط مختلفی که می تواند پاسخ مثبت و یا منفی بدهد فکر کرده باشد.

چنین تسلطی دقیقا مثل این است که شما در حین رانندگی تمام مسیرها را از قبل بلد باشید و دیگر نیازی نباشد به این فکر کنید که کدام مسیر درست است.

 .

نه گفتن بی آنکه شغل، دوستی یا خانواده ات را از دست بدهی

هر کاری بها و نتایج خاص خود را دارد از جمله رفتار قاطعانه که نه گفتن هم بخشی از آن است. شاید به واسطه ی قاطع بودن و داشتن ارزش ها و اصولی مشخص یک سری از چیزها را از دست بدهیم. به همین خاطر مفهوم ترازوی ذهنی ارزش ها را مطرح کردیم.

درواقع منظور ما این نیست که تمام جوانب نه گفتن و داشتن یک رفتار قاطعانه مثبت است. بلکه مسئله این است که در شرایطی که منافع چنین رفتاری بیش از ضررهایش است بتوانیم این را تشخیص داده و قاطعانه رفتار کنیم.

نکته ای که وجود دارد اینکه با رعایت یک سری اصول در نه گفتن می توانیم تا حد زیادی مضرات آن را کاهش دهیم. یعنی در مواقع لازم نه بگوییم اما کار، دوستی، خانواده و غیره را از دست ندهیم.

اما چگونه؟

.

نه گفتن 5

.

به این منظور با به کارگیری سه مرحله زیر می توانیم بدون نگرانی و دغدغه ی خاطر نه بگوییم:

.

۱- همراهی اولیه یا تقدیر

یعنی اول با فرد مقابل همدلی کرده و همراه شویم.

به عنوان مثال وقتی کسی از ما پول می‌خواهد و ما امکان قرض دادن نداریم با پرسیدن اینکه برای چه کاری می خواهد و تحسین او و یا همدردی با او همراهی اش کنیم.

مثلا اگر برای راه اندازی یک کار جدید، یا برای خرید یک ماشین جدید و یا برای هر چیزی که مربوط به بهبود شرایط فعلی اش می شود نیاز به پول دارد با او همراهی کنیم و مثلا بگوییم: “چه ایده ی خوبی” یا “بهت تبریک میگم که چنین تصمیمی داری” یا “چقدر خوبه که میخوای یک کار جدید راه بندازی” یا “چقدر خوبه که میخوای ماشینتو عوض کنی” و هر جمله ی دیگری که در تایید و تحسین تصمیم او باشد.

اگر برای حل مشکلی نیاز به پول دارد با او همدردی کنیم. مثلا ممکن است برای پرداخت اجاره خانه ی عقب افتاده اش پول بخواهد، یا برای پاس کردن چکی که موعد پرداختش چند روز دیگر است، یا برای خرج بیمارستان خودش و یا یکی از نزدیکانش و… .

در این شرایط می توانیم با ابراز همدردی نه بگوییم. با گفتن چنین جملاتی:

“واقعا متاسفم که این مشکل برات پیش اومده”.

اگر در مورد خرج بیمارستان بود بگوییم: “چقدر بد، الآن حالشون چطوره؟ بهترن ان شاء الله؟”.

در مورد چک عقب افتاده می توانیم بگوییم: “طرف حسابت چطور آدمیه؟. باهات کنار میاد؟”. اگر گفت: “نه امکان نداره وضعیتمو درک کنه”. می توانیم بگوییم: “وضعیتتو درک می کنم، من هم یک بار با چنین فردی طرف حساب بوده ام و دقیقا می دونم الآن تو چه وضعیتی هستی”. اگر خودتان تا به حال در چنین وضعیتی نبوده اید به فرد دیگری که در چنین وضعیتی بوده و شما در جریانش بوده اید اشاره کنید.

هدف از همراهی اولیه این است که به فرد مقابل بگوییم که برایش ارزش قائل بوده و برایمان مهم است که در چه وضعیتی قرار دارد. البته واقعا باید برایمان مهم باشد. اگر بخواهیم صرفا نقش بازی کنیم فرد مقابل به واقعی نبودن حرف ها و ابراز همدردی مان پی خواهد برد.

مسئله‌ای که در این مرحله باید به آن توجه کرد اینکه طرف مقابل در اثر همراهی اولیه ی ما تا حدی امیدوار خواهد شد. بنابراین باید بتوانیم امیدواری او را به نحوی مدیریت کنیم که با نه گفتن مرحله ی بعد احساس بدی به او دست ندهد.

.

این مقاله را از دست ندهید: چگونه با دیگران همدلی کنیم؟

.

۲- آوردن دلیل واقعی و نه گفتن

در این مرحله با اشاره به شرایطی که داریم و ناتوانی مان در برآورده کردن درخواست فرد مقابل، جواب رد می دهیم. البته در اینجا هم مثل مرحله ی قبل بهتر است دلیلی واقعی ارائه کنیم، چراکه اگر دلیلمان واقعی نباشد دیر یا زود در آینده مشخص خواهد شد.

مثلا در مورد مثالی که زدیم یعنی پول قرض دادن می توانیم این طور بگوییم: “من مقدار پولی را که شما می خواهید دارم ولی با توجه به شرایطم هر لحظه ممکن است خودم به آن نیاز پیدا کنم.”

نکته ی مهم در این مرحله این است که دلیلی که ارائه می دهیم نیازی نیست دلیلی قوی باشد. اگر هم دلیلمان چندان محکم نباشد فرد مقابل برای اثبات اینکه با وجود شرایطی که داریم هم می توانیم درخواستش را انجام دهیم با ما بحث نخواهد کرد.

اگر طرف مقابلمان چنین فردی است، نشان دهنده‌ی این است که ما نتوانسته ایم کسانی را که با آن ها ارتباط داریم به درستی مدیریت کنیم.

.

این مقاله را از دست ندهید: چگونه با افراد پرتوقع رفتار کنیم؟

.

۳- ارائه‌ی راه‌کار

بعد از رد کردن درخواست فرد مقابل، برای اینکه نشان دهیم مسئله اش برایمان مهم است و در صورت امکان به او کمک می کردیم، باید راه حل ارائه دهیم.

مثلا در مورد پول قرض دادن که مثال زدیم، کسانی را معرفی کنیم که می دانیم امکان قرض دادن این پول را دارند. البته راه حل هایی که ارائه می دهیم باید واقعی باشند، نه صرفا برای خلاص شدن از شرِّ طرف مقابل. البته راه کارهایی که ارائه می دهیم قرار نیست صد در صد جوابگو باشند ولی باید صادقانه و واقعی باشند.

.

– در نظر گرفتن ترازوی ارزش ها

در نه گفتن باید هزینه و فایده کنیم. ممکن است فرد مقابل صرفا برای تلافی نه گفتن ما در آینده درخواستمان را رد کند. یعنی ما واقعا به خاطر شرایطی که داشته ایم درخواستش را رد کرده باشیم ولی او به خاطر تلافی این کار را بکند.

.

نه گفتن 6

.

مهربانی به منزله ی اطاعت دائم نیست

نکته ی دیگری که وجود دارد اینکه برخی از افراد که همواره می خواهند انسانی خوب و مهربان باشند نه گفتن را خلاف مهربانی می دانند. در حالیکه مهربانی این نیست که انسان همواره خودش را با خواسته های دیگران وفق دهد.

در اینجا مثالی را می خواهم در رابطه با این نوع تفکر غلط بیاورم که می تواند مفید باشد:

خانمی به نام مریم تعریف می کرد که او و همسایه اش زهره خانم های خانه داری بودند که با هم توافق کرده بودند که هر روز به نوبت بچه های خود و دیگری را به مدرسه برده و برگردانند. این روند پنج سال ادامه داشت.

این نوع تقسیم کار علاوه بر اینکه برایشان سرگرم کننده بود، باعث می شد که هر کدام تنها نصف روزهای هفته درگیر بردن و برگرداندن بچه ها باشند.

سپس زهره در یک نانوایی مشغول به کار شد و از نه صبح تا دو بعدازظهر سر کار می رفت. این کار از این نظر که تا وقتی سه فرزندش به خانه بر می گشتند او به خانه رسیده بود برایش خوب بود.

اما اتفاقی که در عمل افتاد این بود که در اولین هفته ی شروع به کار زهره به مریم تلفن کرد و گفت که رئیسش از او خواسته که بیشتر سر کار بماند و اگر امکان دارد مریم از بچه ها نگهداری کند تا او به خانه برگردد. مریم از اینکه می توانست به دوستش کمک کند خوشحال بود.

در هفته ی دوم هم مورد دیگری پیش آمد که زهره باز هم نمی توانست زود به خانه برگشته و مجددا از مریم خواست که بچه هایش را تا برگشتن او به خانه نگه دارد.

این کار بارها و بارها تکرار شد و درواقع مریم هر روز از بچه های زهره مراقبت می کرد. این روند تا جایی ادامه پیدا کرد که نهایتا باعث ناراحتی مریم شد. درواقع زهره با این تصور که مریم همیشه وقت آزاد دارد به نوعی از او سوء استفاده می کرد.

.

نه گفتن 7

.

– استفاده از مراحل سه گانه ی نه گفتن

مریم از یک طرف نمی خواست نقش دایه را بازی کرده و هیچ زمانی برای انجام کارهای خود نداشته باشد و از طرفی هم دلش نمی خواست دوستی بلندمدتش با زهره را خدشه دار کند.

مریم نهایتا کاری کرد که هم مشکل خودش را حل می کرد و هم مشکل زهره را. او یک پرستار بچه ی قابل اعتماد و خوب که پول کمی هم در ازای کارش دریافت می کرد پیدا کرد و با او در مورد نگهداری از بچه های زهره صحبت کرد.

سپس قضیه را با زهره مطرح کرد. او به این شکل صحبتش را شروع کرد که علی رغم اینکه از نگهداری از بچه های او خوشحال می شود ولی خیال دارد از ابتدای ماه بعد وقتش را آزاد بگذارد تا بیشتر به کارهای خودش برسد.

سپس در مورد پرستار بچه و اینکه فرد خوب و قابل اعتمادی است با زهره صحبت کرد و شماره اش را به او داد.

در واقع کاری که مریم کرد دقیقا سه مرحله ی نه گفتن اصولی را در خود داشت. او ابتدا با زهره همراهی کرده و می گوید که از کمک به او خوشحال می شود.

سپس به او جواب رد داده و می گوید که قصد دارد بیشتر به کارهای شخصی خودش رسیده و وقت بیشتری داشته باشد و در نهایت با دادن یک راه حل خوب به زهره صحبتش را تمام می کند.

.

مقایسه‌ی گفتگوهای درونی درست و غلط موقع نه گفتن

در این بخش می خواهیم موقعیتی خاص را در نظر گرفته و ببینیم که هنگام نه گفتن در موقعیت هایی که واکنش درست، رد کردن درخواست دیگران است چه گفتگوهایی در ذهنمان اتفاق می افتد که نهایتا باعث می شود تا رفتار درستِ نه گفتن را بروز دهیم یا ناخواسته جواب مثبت بدهیم.

فرض کنید که در حسابتان چند ملیون تومان پول دارید و یکی از دوستانتان هم که برای پرداخت قسط ماشینش پول کم آورده این را می داند. او به شما زنگ می‌زند تا مبلغ مورد نیازش را به او قرض دهید.

شما در حال حاضر نیازی به پول خود ندارید ولی با توجه به اینکه در گذشته به افراد زیادی پول قرض می‌دادید و به نوعی تبدیل به بانک دوستان و اطرافیانتان شده بودید با خود عهد کرده‌اید که دیگر به کسی پول قرض ندهید. مخصوصا که خودتان فردی هستید که تا به حال از کسی پول قرض نکرده‌اید و کلا با این کار مشکل دارید.

در این حالت گفتگوهای درونی درست و غلط را بررسی می‌کنیم:

.

نه گفتن 8

.

شما هم می توانید با الگوگیری از مثال بالا در شرایطی که باید نه بگویید عملکرد بهتری داشته باشید،‌ به گونه ای که هم ترازوی ارزش هایتان به نفع خودتان سنگین شود و هم روابطتان حفظ شده و دچار مشکل نشود.

.

این مقاله را از دست ندهید: چگونه رفتار قاطعانه داشته باشیم؟

.

هر سوالی در مورد نه گفتن دارید از قسمت دیدگاه پایین همین صفحه مطرح بفرمایید. حداکثر ظرف ۲۴ ساعت به سوال شما پاسخ خواهیم داد.

.


دانلود PDF این مقاله


آیا می خواهید این فرصت را از دست بدهید؟

اگر تا به حال در دوره رایگان “چگونه ارتباطات موثرتری را تجربه کنیم؟” شرکت نکرده اید، پیشنهاد می کنیم در عرض ۵ ثانیه فرم زیر را پر کرده و بلافاصله اولین درس این دوره ی رایگان را به همراه یک کتاب الکترونیکی دریافت کنید:

محسن محمدی
محسن محمدی
محسن محمدی هستم، مدرس مهارتهای ارتباطی و هدفم از راه اندازی این سایت ارائه ی مطالب کاربردی و مفید در حوزه ی روابط بین فردی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

236 بازدید
شرکت در دوره رایگان ارتباط موثر
شرکت در دوره رایگان ارتباط موثر