ناراحتی
قرص ضد ناراحتی – روش مقابله با افرادی که ناراحتمان می کنند
بهمن ۱۵, ۱۳۹۵
گوش کردن
گوش کردن موثر – مهارت های توجه در گوش کردن موثر
بهمن ۲۳, ۱۳۹۵

موانع ارتباط موثر

موانع ارتباط

خانمی با ناراحتی تعریف می کرد:

یک روز جمعه به دیدن پدر و مادرم رفتیم. تصمیم گرفته بودم که رفتار بهتری با آن ها داشته باشم، اما  آن دو شروع به انتقاد از نحوه ی برخورد من با بچه ها کردند و من هم عصبانی شدم و گفتم که خودشان هرگز چنین زحمتی برای من و برادرم نکشیده اند. نزدیک به نیم ساعت بحث کردیم و هر سه نفرمان، شدیدا ناراحت شدیم.

هر وقت به دیدنشان می روم همین طور می شود، اما به هر حال دوستشان دارم و می خواهم با هم بودن هایمان لذتبخش باشد. در حالی که تقریبا همیشه حرف های ناراحت کننده ای به هم می زنیم.

مورد بالا یکی از تجارب رایج در روابط است. در رابطه با والدین، کودکان، رؤسا، کارمندان و همکاران، دوستان و… چنین مواردی به دفعات اتفاق می افتد.

سوالی که مطرح است اینکه چرا با وجود میل زیادی که در اغلب ما برای ایجاد ارتباط موثر وجود دارد، چنین ارتباطی تا این حد کمیاب و دشوار است؟

یکی از دلایل اصلی این مسئله، موانع ارتباط و سدهایی است که افراد ناآگاهانه در گفتگوهایشان به کار می برند. موانع ارتباط پاسخ های با احتمال خطر بالا هستند. یعنی پاسخ هایی که اغلب اثری منفی در روابط می گذارند.

 

این مقاله را از دست ندهید: ارتباط موثر چیست؟ – ۹ ویژگی انسان های موثر

 

پیامدهای موانع ارتباط

اثرات منفی موانع ارتباط بسیار زیاد و متنوع است و در اغلب مواقع یکی از این سه پیامد را دارند:

۱- عزت نفس فرد مقابل را کاهش می دهند

۲- منجر به تحریک حالت دفاعی، مقاومت و رنجش می شوند

۳- باعث وابستگی، گوشه گیری، احساس شکست یا بی کفایتی می شوند.

مشکل دیگری که این موانع ایجاد می کنند این است که احتمال اینکه فرد مقابل خود بتواند راه حل مشکلش را بیابد را کاهش می دهند.

هر یک از موانع ارتباط علاوه بر اینکه یک “مسدود کننده ی احساس” است، یعنی احتمال اینکه فرد مقابل به شکلی سازنده احساسات واقعی خود را بیان کند را کاهش می دهد، اگر دائما تکرار شود، می تواند به آسیب دائمی رابطه نیز منجر شود، چراکه با خطر افزایش پیامدهای منفی همراه است.

 

بررسی موانع ارتباط موثر

همان طور که گفتیم موانع ارتباط پاسخ های دارای احتمال خطر بالا هستند که اثری منفی بر روابط می گذارند.

این موانع شامل دوازده مورد زیر می شود:

۱- انتقاد: ارزیابی منفی از رفتار و نگرش های فرد مقابل

۲- نام گذاری: تحقیر فرد مقابل با دادن یک اسم یا صفت منفی به او. به عنوان مثال استفاده از چنین عباراتی: “عجب آدم خنگی”

۳- تشخیص گذاری: تجزیه و تحلیل رفتار فرد مقابل به شکلی منفی. به عنوان مثال: “تو برای عصبانی کردن من آن کار را کردی!”، “فقط چون تحصیلات بیشتری داری فکر می کنی بیشتر از من می فهمی”

۴- ستایش همراه با ارزیابی: قضاوت مثبت در مورد فرد مقابل به منظور اینکه کار مورد نظر ما را انجام دهد. به عنوان مثال ممکن است مادری به دخترش بگوید: “تو دختر خوبی هستی، می دانم که امشب در کارها به من کمک می کنی”.

بسیاری از افراد باور نمی کنند ستایش فرد مقابل جزو موانع ارتباط باشد اما در ادامه بیشتر در این مورد توضیح خواهیم داد.

۵- دستور: دستور دادن به فرد مقابل برای انجام کار مورد نظرمان. مثلا ممکن است مادری با لحنی تند به فرزندش بگوید: “همین الان تکالیفت را انجام بده”

۶- تهدید: تلاش برای کنترل فرد مقابل با اشاره به اینکه اگر کاری را که می خواهیم انجام ندهد، شرایط بدی را برایش ایجاد خواهیم کرد.

به عنوان مثال: “این کار را می کنی یا…”.

یا مثلا ممکن است معلمی در مدرسه این طور بچه ها را تهدید کند: “همین الان ساکت شوید وگرنه نمی گذارم به خانه بروید.”

۷- اخلاقی سازی: بیان اینکه فرد مقابل چه کاری را باید یا نباید انجام دهد همراه با موعظه. به عنوان مثال: “شما نباید طلاق بگیرید. هیچ فکر کرده اید چه بلایی سر بچه هایتان می آید؟!”

۸- پرسیدن سوالات زیاد و نامناسب: پرسیدن سوالات بسته که جواب هایی کوتاه دارند یکی از عمده موانع ارتباطی است. مثلا: “کی اتفاق افتاد؟”، “آیا به خاطر اتفاقی که افتاده متاسفی؟”

۹- نصیحت: نشان دادن راه حل مشکل فرد مقابل به او: “اگر من به جای تو بودم حتما با او دعوا می کردم”، “راه حل این مشکل خیلی ساده است. اول…”

۱۰- منحرف سازی: عدم توجه به مشکل فرد مقابل با عوض کردن موضوع. به عنوان مثال:

“این قدر به این موضوع فکر نکن. بگذار در مورد چیزهای بهتری حرف بزنیم”.

“فکر می کنی این اتفاق خیلی بدی بوده؟! پس بگذار اتفاقی که برای من افتاد را برایت تعریف کنم.”

۱۱- بحث منطقی: زیر سوال بردن رفتارهای احساسی و هیجانی فرد مقابل به صورت منطقی و بدون در نظر گرفتن ارزش احساسی که برای او دارند. به عنوان مثال:

“منطقی باش، اگر این ماشین را نخریده بودی می توانستیم قسط خانه را بدهیم.”

۱۲- اطمینان آفرینی: تلاش برای امیدوار کردن فرد مقابل با بیان جملات کلی و کلیشه ای که بیانش هیچ فایده ای نداشته و خود او نیز آنها را می داند. به عنوان مثال:

“نگران نباش، آخر شب سیه سفید است.”

“نهایتا همه چیز به خیر و خوشی تمام  می شود.”

 

دلیل تاثیر منفی موانع ارتباط در روابط

در نگاه اول بعضی از موانع ارتباط ذکر شده بی ضرر به نظر می رسند. تمجید، اطمینان آفرینی، پاسخ های منطقی، سوال کردن و یا توصیه و نصیحت همراه با خیرخواهی، اغلب عواملی مثبت محسوب می شوند.

البته استفاده از این موارد در برخی مواقع تاثیر منفی ندارد، اما در شرایطی که یکی از دو طرف رابطه یا هر دوی آن ها در شرایط حساسی به سر برده و زیر فشار روانی است، این موانع می توانند باعث توقف گفتگو شده، اعتماد به نفس فرد مقابل را کاهش داده و یا باعث افزایش شکاف عاطفی بین افراد شود.

زمانی که یک یا هر دو طرف رابطه خواسته هایی مهم دارند و یا با مشکلی دست به گریبانند احتمال بروز اثر منفی موانع ارتباط بیان شده تا حد زیادی افزایش می یابد.

موانع ارتباط را می توان به سه دسته ی کلی تقسیم کرد:

 

دسته ی اول: قضاوت

چهار مانع از موانع ارتباط نوعی قضاوت در مورد فرد مقابل محسوب می شوند. این چهار مانع عبارتند از: انتقاد، نام گذاری، تشخیص گذاری و ستایش همراه با ارزیابی

 

قضاوت، مانعی مهم

کارل راجرز یکی از تاثیرگذارترین روانشناسان قرن بیستم معتقد است که اصلی ترین مانع ارتباط، قضاوت کردن است. منظور از قضاوت در یک جمله تایید یا عدم تایید گفته های فرد مقابل است.

اگرچه تمایل به ارزیابی و قضاوت تقریبا در همه ی ارتباطات کلامی رایج است اما در مواقعی که احساسات و هیجانات افراد به شدت درگیر باشد، تمایل به قضاوت تشدید می شود.

 

۱- انتقاد

بسیاری از ما احساس می کنیم اگر عیب جو و منتقد نباشیم، افراد هرگز پیشرفت نمی کنند. والدین فکر می کنند کودکانشان برای پیشرفت و یافتن مسیر درست، نیاز به انتقاد و دانستن معایب و ضعف هایشان دارند. معلمان معتقدند اگر از دانش آموزان انتقاد نکنند آنان هرگز درس را یاد نخواهند گرفت و مدیران و سرپرستان این تصور را دارند که باید از کارگرانشان انتقاد کنند زیرا در غیر این صورت کارها درست پیش نخواهد رفت.

 

این مقاله را از دست ندهید: روش درست مواجهه با انتقاد غیرمنصفانه ی دیگران

 

۲- نام گذاری و برچسب زدن

نام گذاری و برچسب زدن هم برای گوینده و هم برای مخاطب تاثیراتی منفی دارد. مسئله ی جالبی که وجود دارد اینکه علاوه بر برچسب های منفی، نام گذاری مثبت هم تاثیرات منفی خاص خود را دارد.

القاب منفی مثل کودن، غرغرو، دیکتاتور، یابو و… باعث تحقیر شخصیت فرد مقابل می شوند و القاب مثبتی مثل باهوش، سخت کوش، متعهد و… هاله و ابهام ایجاد می کنند.

منظور از هاله و ابهام این است که برچسب ها و نام گذاری افراد ما را از شناخت خودمان و فرد مقابل محروم می کند. وقتی به افراد برچسب می زنیم (چه مثبت و چه منفی)، دیگر این فرد مقابل نیست که رو به روی ماست بلکه ما با برچسب و اسمی که روی او گذاشته ایم و در واقع با خصوصیاتی که از طریق برچسب زدن در ذهن خود به او نسبت داده ایم مواجهیم.

 

موانع ارتباط 1

 

۳- تشخیص گذاری

برخی افراد به جای گوش دادن به محتوای گفته های فرد مقابل، نقش یک بازرس هیجان و عواطف را بازی می کنند که در جستجوی انگیزه های پنهان، عقده های روان شناختی و مانند اینهاست.

منشی یک روان شناس که پس از یک ماه استعفا داده بود در پاسخ به این سوال که چرا کارش را ترک کرده گفت:

“او انگیزه های پشت هر رفتاری که می کردم را تحلیل می کرد. من این حس را داشتم که همیشه در جایگاه یک متهم در دادگاه ذهن او به سر می برم. اگر دیر سر کار می رفتم نتیجه ی احساس دشمنی بود که در درون داشتم. اگر زود می آمدم دلیلش اضطراب بود و اگر به موقع می رسیدم وسواسی بودم.”

شاید شما هم دیده باشد که مثلا وقتی شخصی به دیگری یادآور می شود که او وضعیت دفاعی به خود گرفته، یا دارد خودش را گول می زند، یا احساس گناه، ترس و برخی دیگر از انگیزه ها و عقده های ناخودآگاهش را بیرون می ریزد و… تا چه حد ادامه ی ارتباط با مشکل مواجه می شود.

 

۴- ستایش همراه با ارزیابی

اعتقاد رایجی وجود دارد مبنی بر اینکه ستایش های کاملا صادقانه سودمند هستند. بسیاری از والدین، معلمان، مدیران و افراد دیگر بدون هیچ شرطی ستایش را تایید می کنند. بنابراین در نظر اول بعید به نظر می رسد که ستایش یک مانع ارتباطی باشد. اما با این وجود ارزیابی های مثبت در اغلب موارد نتایجی منفی به بار می آورند.

ستایش اغلب به عنوان شعاری پوچ برای وادار کردن مردم به تغییر رفتارهایشان به کار می رود. هنگامی که فردی با اهداف پنهان اقدام به ستایش می کند بیشتر اوقات رنجشی به وجود می آید که نه فقط به خاطر تلاش او برای کنترل دیگری که به دلیل تجربه ی احساس دستکاری شدن یا فریب خوردن فرد مقابل است. این موضوع که ستایش شدن همان دوست داشته شدن است همیشه درست نیست.

 

موانع ارتباط 2

 

حتی وقتی که ستایش با نیت گول زدن فرد مقابل به کار نمی رود باز هم اثرات زیان بخشی به همراه دارد. آیا تا به حال به این توجه کرده اید که افراد چگونه از خود در برابر ستایش دیگران دفاع می کنند؟. به نحوی که انگار در مقابل یک تهدید قرار گرفته اند.

این حالت تدافعی آن ها باعث می شود که با جملاتی مشابه عبارات زیر ستایشی که از آن ها شده است را انکار کنند:

فکر نمی کنم خیلی هم خوب باشد

درواقع خیلی هم زیاد نیست

من که کاری نکردم، دستیارم آن را ساخت

در اصل شانس آوردم

بهتر از این هم می شد انجامش داد

البته مسئله ای که اشاره به آن بسیار مهم است اینکه همه ی انواع تشویق و ترغیب ها زیانبخش نیست. حتی می توان گفت ابراز احساسات مثبت نسبت به دیگران یکی از عناصر مهم ارتباط بین فردی است، به شرطی که به شیوه ی درستی انجام شود.

 

دسته ی دوم: ارائه راه حل

بخش دیگری از موانع ارتباط شامل ارائه ی راه حل به افراد دیگر است. ارائه راه حل ممکن است:

به شکلی دلسوزانه انجام شود مثل نصیحت

غیر مستقیم باشد مثل سوال پرسیدن

تحکم آمیز باشد مثل دستور

پرخاشگرانه باشد مثل تهدید

و یا همراه با هاله ای در اطراف آن باشد مثل اخلاقی سازی

ارائه راه حل اغلب یا مشکل را تشدید می کند و یا بدون حل مشکل اصلی مسائل جدیدی را به وجود می آورد. البته ارائه راه حل همیشه نامناسب نیست، اما می تواند با سدهایی که ایجاد می کند مانع رشد فرد مقابل شود.

 

۵- دستور دادن

دستور راه حلی است که به شکلی زورگویانه ارائه می شود. هرگاه از زورگویی استفاده شود مردم اغلب ناراحت شده و به مخالفت با فرد زورگو می پردازند که معمولا نتیجه ی آن اخلال و خرابکاری است.

 

۶- تهدید

تهدید دستوری است که بر این نکته تاکید دارد که اگر راه حل پیشنهادی اجرا نشود تنبیه در پی خواهد داشت. تهدیدها همان نتایج منفی دستور را دارند.

 

۷- اخلاقی سازی

بعضی افراد عاشق آن هستند که در اطراف راه حل های پیشنهادی خود به دیگران هاله ای بکشند. در اخلاقی سازی، فرد با دادن بار مذهبی، اخلاقی و یا اجتماعی به راه حل هایی که به فرد مقابلش ارائه می دهد از عقاید خود دفاع می کند.

جملاتی که همراه با اخلاقی سازی هستند می تواند این گونه باشد:

“کار درست همین است.”

“به اندازه کافی به دیدن من نمی آیی.”

اخلاقی سازی خود اقدامی غیر اخلاقی و ناامیدکننده است. اخلاقی سازی باعث افزایش اضطراب می شود، رنجش و آزردگی خاطر ایجاد می کند، بیان صادقانه ی وضع خود را دشوار می سازد و باعث بهانه تراشی و عذر آوردن می شود.

 

۸- سوالات زیاد و نامناسب

بعضی از سوالات می توانند بازدارنده هایی واقعی در گفتگو باشند، همان طور که گفتگوی سوال و عدم پاسخ زیر بسیار آشنا و متداول است:

  • “کجا رفتی؟”
  • “بیرون”
  • “چه کار کردی؟”
  • “هیچی”

 

موانع ارتباط 3

 

بارها و بارها بسیاری از والدین از بچه های خود می پرسند: “امروز مدرسه چطور بود؟” و بارها و بارها این جواب غیر واقعی و کلیشه ای را می شنوند که “خوب بود”، یا “بد نبود”

افرادی که دائما سوال می کنند اغلب توقف مکالمه را تجربه کرده و به پاسخ سوالات خود نمی رسند. این افراد وقتی می بینند فرد مقابلشان اینقدر کم با آن ها همراهی می کند، از روی استیصال سوالات بیشتر و بیشتری می پرسند تا حداقل به اندازه ی ذره ای هم که شده او را به حرف بیاورند. اما سوالات بیشتر باعث رسیدن به جواب هایی کمتر و خرابی مضاعف ارتباط می شود.

بسیاری از افراد در روابطشان به سوال کردن معتادند. هرچند راه های مفیدی هم برای پرسیدن سوالات خاص وجود دارد، اما زیاد سوال کردن معمولا گفتگو را از مسیر اصلی خارج می کند. زیاد سوال کردن روش بسیار ضعیفی برای ارتباط با دیگران است.

سوال روش غیرموثری است که باعث واکنش دفاعی و مقاومت فرد مقابل می شود.

 

۹- نصیحت کردن

نصیحت یکی دیگر از موانع پرکاربرد است. در بدترین حالت نصیحت نشانه “عقده دخالت” است.

اشکال نصیحت چیست؟. نصیحت در اغلب مواقع توهین بزرگی به فرد مقابل است. درواقع ما با نصیحت به طور ضمنی به فرد مقابل می گوییم: “تو برای مشکلی که حلش برای من خیلی ساده بود اینقدر زحمت کشیده ای، چقدر احمقی!”

اشکال دیگری که نصیحت دارد این است که فرد نصیحت کننده به ندرت تمام معانی تلویحی مشکل را درک می کند. وقتی مردم ما را در نگرانی های خود سهیم می کنند، اغلب فقط قله ی کوه یخ مشکلاتشان را می توانند به ما نشان دهند. درک مسائل فرد مقابل به صورت همه جانبه تقریبا غیرممکن است.

نصیحت کننده از پیچیدگی ها، احساسات و عوامل متعدد دیگری که در زیر سطح ظاهری وجود دارند آگاه نیست.

 

دسته ی سوم: اجتناب از نگرانی های فرد مقابل

سه مانع منحرف سازی، بحث منطقی و اطمینان آفرینی در این دسته می گنجند و آسیبی که به گفتگو می زنند این است که موجب انحراف گفتگو از مسیر اصلی آن می شوند.

 

۱۰- منحرف سازی

منحرف سازی یکی از راه های بسیار رایج برای تغییر جریان و یا محتوای یک گفتگو است. این کار معمولا به طور ناخودآگاه، به منظور تغییر موضوع بحث از دغدغه های فرد گوینده به نگرانی ها و دغدغه های شنونده اتفاق می افتد.

گفتگوی زیر که میان سه زن در حال عیادت از یکی از دوستانشان در بیمارستان است مثال خوبی از منحرف سازی است:

بیمار: واقعا جراحی دردآوری بود. فکر نمی کردم بتوانم تحمل کنم. دقیقا مثل …

فرد اول: اتفاقا کیسه صفرای من هم در همین بیمارستان جراحی شد. عجب اوقات درآور و بدی بود. جالب اینکه همان دکتری که شما رو جراحی کرد، جراحی منم انجام داد و…

فرد دوم: می دانستید دکتر در خیابان ما زندگی می کند؟ می گویند به الکل معتاد شده است…

فرد سوم: خوب، باز الکل به بدی مواد مخدر نیست. پسر مدیر دبیرستان، شدیدا به مواد مخدر معتاد شده. اگر نتواند ترک کند نباید با بچه های دیگر رفت و آمد داشته باشد.

همان طور که در این گفتگو می بینیم، موضوع بحث به طور کامل از هدف اصلی که ملاقات بیمار و دلجویی از او بود منحرف شد. دلیل چنین انحرافی از موضوع اصلی گفتگو این است که هر یک از افراد به دنبال مطرح کردن دغدغه های شخصی خودش است.

به طور کلی دلایل منحرف سازی را می توان در سه دسته زیر تقسیم کرد:

  • نداشتن مهارت های گوش کردن موثر و درست
  • تمایل به مورد توجه قرار گرفتن
  • دوری از هیجان های منفی و ناراحت کننده ی ناشی از موضوع اصلی. بسیاری از مردم به صحبت در مورد محبت، خشم، تعارض و کشمکش، مرگ، بیماری، طلاق یا موضوعات تنش زای دیگر علاقه ندارند. بنابراین وقتی که گفتگو در مورد چنین مسائلی باشد، مکالمه را به سمت موضوع خوشایندتری منحرف می کنند.

 

۱۱- بحث منطقی

منطق در بسیاری از مواقع بسیار کارآمد و موثر است. با وجود این ارائه راه حل های منطقی درمواقعی که فردی دچار تنش روانی است، یا تعارض و کشمکش در میان افراد مختلف وجود دارد ممکن است موجب عصبانیت شود. اگرچه معمولا این موارد همان مواقعی هستند که ما بیشترین نیاز را به منطق داریم.

 

موانع ارتباط 4

 

یکی از اشکالات اصلی منطق در مواقعی که افراد فشار روانی زیادی را تحمل می کنند این است که یک فاصله عاطفی بین آن ها ایجاد می کند. منطق بر حقایق متمرکز است و معمولا از احساسات فاصله دارد. اما هنگامی که افراد مشکلی دارند، احساسات نقش اصلی را بازی می کند.

زمانی که فردی برای دوری از درگیری عاطفی از منطق استفاده می کند، در بدترین زمان ممکن از دیگری فاصله گرفته است.

 

۱۲- اطمینان آفرینی

منظور از اطمینان آفرینی تلاش برای امیدوار کردن فرد مقابل و دلگرمی دادن به اوست. مثل اینکه به فردی که فکر می کند مهارت کافی را نداشته و همه چیز را خراب می کند، بگوییم که بسیار فرد لایقی است و اشتباهی که از سمت او صورت گرفته تنها یک اتفاق بوده، و چیزهایی شبیه این.

بسیاری از افراد اطمینان آفرینی را مثبت دانسته و درک نمی کنند که می تواند یکی از موانع ارتباط باشد. اطمینان آفرینی به ظاهر راهی برای آرامش دادن به شخص دیگر است اما درواقع کاملا برعکس عمل می کند. دلیلش این است که این کار اجازه نمی دهد فردِ اطمینان آفرین واقعا با دیگری همراه شود.

اطمینان آفرینی نوعی کناره گیری عاطفی است. کسانی که این کار را می کنند اغلب دوست دارند حضورشان برای فرد مقابل مفید باشد ولی نمی خواهند نیاز عاطفی همراه با آن را تامین کنند.

 

مانع شماره سیزده

همان طور که گفتیم موانع ارتباط شامل دوازده مورد است، اما مانع سیزدهمی هم وجود دارد که بعد از آگاهی افراد از این دوازده مورد ایجاد می شود. آن مانع این است:

افراد وقتی با دوازده مانع ارتباطی فوق آشنا می شوند، واکنش طبیعی و متداولشان شبیه این است:

“این دقیقا همان چیزی است که همسرم در تمام این سال ها انجام می داده! باید به او بگویم که از چه موانعی در ارتباطمان استفاده می کند.”

یا “رئیسم تقریبا از تمام این موانع ارتباط استفاده می کند. دفعه بعد اشتباهاتش را به او می فهمانم.”

این نوع واکنش، یعنی بیان این نکته به دیگران که از چه موانعی استفاده می کنند، مانع شماره سیزده است. مانع سیزدهم به مقوله قضاوت تعلق دارد. اگر مایلید روابطتان را بهبود دهید نشانه رفتن انگشت قضاوت به سمت دیگران نقطه شروع بسیار نامناسبی است.

 

نتیجه گیری

استفاده از موانع ارتباط ذکر شده در بالا ممکن است اثرات منفی زیادی را به دنبال داشته باشد. بی هیجان شدن گفتگو، آسیب رسیدن به رابطه، احساس بی کفایتی، خشم یا وابستگی نسبت به فرد دیگر و یا همه این موارد تعدادی از خطرات و آسیب هایی است که ایجاد می شود.

در پی استفاده از یک یا چند مورد از موانع ارتباط ، ممکن است فرد دیگر فرمان برداتر و مطیع تر و یا مخالف تر و عصیانگرتر شود. این موانع باعث کاهش عزت نفس و انگیزه فرد مقابل می شود. آن ها استقلال او را کم می کنند و احتمال این را که او مسئولیت مشکلاتش را به دیگران نسبت دهد افزایش می دهند.

استفاده از موانع ارتباط بسیار رایج بوده و در ۹۰ درصد از گفتگوهایی که دچار مشکل می شوند دخالت دارد.

 

حرف آخر

همه ما برخی اوقات از موانع ارتباط استفاده می کنیم. استفاده تصادفی از این موانع به ندرت موجب آسیب جدی به رابطه می شود. با این موجود زمانی که به مقدار زیاد مورد استفاده قرار گیرند احتمال بالایی وجود دارد که آسیبی قابل توجه را ایجاد کنند.

 

هر سوالی در مورد این مقاله دارید از طریق کادر دیدگاه در پایین همین صفحه مطرح بفرمایید. حداکثر ظرف ۲۴ ساعت به سوال شما پاسخ خواهیم داد.


دانلود PDF این مقاله

چرا می خواهید این فرصت را از دست بدهید؟

اگر تا به حال در دوره رایگان “چگونه ارتباطات موثرتری را تجربه کنیم؟” شرکت نکرده اید، پیشنهاد می کنیم در عرض ۵ ثانیه فرم زیر را پر کرده و بلافاصله اولین درس این دوره ی رایگان را به همراه یک کتاب الکترونیکی دریافت کنید:

محسن محمدی
محسن محمدی
محسن محمدی هستم مدیر سایت ارتباط موثر. هدف این سایت آشنایی هر چه بیشتر و بهتر تمام فارسی‌زبانان با قانون بی‌نظیر جذب است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3341 بازدید
دانلود اپلیکیشن قانون جذب

عضویت در کانال تلگرام